چشم هایت

خرید بک لینک

از سر دلتنگی

از سر خستگی

از سر بی تابی

خیره شده ام به چشم هایتان

همان عکسی که با پیراهن سفید چهارخانه کنار ایوان طلای امیرالمومنین گرفته اید

ورق میزنم عکسهارا

به چشم های صدرا نگاه میکنم

چشم هایت شبیه عمویت نیست صدرا

چشم های عمویت شاید شبیه چشم های مادرش باشد تا حدی

ولی فقط شبیه است؛آنهم تا حدی

چشم های عمویت فقط مخصوص خودش است

چند بار تا به حال مگر از نزدیک آنهارا دیده ام و توانسته ام در آن ها نگاه کنم

جز آن یکبار و در کاظمین؟

شاید همین باشد راز ارامش کاظمین برایم جدای ازینکه بیت الرضاست و معدن نفس آرام برای من

بار دیگر و بارهای دیگر هیچگاه نتوانستم و نشد در آن چشم ها خیره نگاه کنم

یا من نگاه دزدانه ام را به زیر انداختم یا شما

آقای من!

چشم های امیر رضایم اگر شبیه شما نشود پسش میدهم به خدا

آن چشم ها بوده اند که از من دل برده اند

همان گوی های قهوه ای براقی که در عمقشان برق سکون و آرامش عجیب همان نگاه طلایی را میبینم

شاید روزی برایتان از راز نگاه طلایی گفتم

شاید؛و فقط برای شما...


بلاک...

ما را در سایت بلاک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 23:27

صفحه بندی