اما با این فرق
که غربت حرم امام علی رو نداشت
یه جورایی انگار غربت مولا فقط مخصوص خودشه و هیچ جایی مثل اونو نمیبینی
روز اربعین که مامان رف حرم و برگشت من یه ساعت خوابیدم پاشدم مامان خیلی ریلکس گفت مهدی پیام داده میگه تو توی چنلش جوین شدی و لفت دادی و اینا ببین چی میگه
به قدری اضطراب گرفتم ک تمام سیستمم بهم ریخت
جوابشو ندادم
اون موقع معتقد بودم هردومون گند زدیم
هم من که دوبار توی کانالش جوین شدم و لفت دادم
هم اون ک بهم توی پیوی پیام داد
الان اما میگم هبچ اتفاق خاصی نیفتاده
من یه جوین و لفت زدم
اونم دوتا پیام داده بی جواب
درسته دوروز تمام هردومون خیلی اضطراب و ضعف کشیدفم
ولی گذشت
بعد اون به شدت سرسنگین شدیم
در حد یه سلام زیرلبی
هرچند اعتراف میکنم دورادور حواسمون به هم بود
تنها جایی ک این حواس جمعی از دور رو ب روی هم اوردیم اون لحظه ای بود ک توی کاظمین داشتیم سوار اتوبوس میشدیم اون با چشم دنبال من میگشت ک جا نمونم چشش ک بهم افتاد زیر لب گفتم بشین ماهم داریم میشینیم
و دیگه شاید از دور نگاهمون به هم بود و حواسمون پیش هم اما مستقیم نه به هم نگاه کردیم نه غیر سلام ب هم حرف دیگه ای زدیم
این سفر هم داره تموم میشه
سفر سنگینی بود
حرم حضرت امیر
حرم امام حسین
حرم حضرت عباس
مسجد کوفه(ک مهدی باهامون نیومد و رف حرم)
تنها جایی ک اروم بودم یا اروم شدم کاظمین بود
یه جورایی خونه ی رفیقم بود اونجا
یه جورایی بیت الرضا بود برام
دلتنگی کردم اونجا با رفیقم
درددل کردم با رفیقم
خوب شدم
بهتر شدم
اروم شدم
تمام درد و سختی و اضطرابی ک توی این سفر کشیدم فدای یک لحظه از خلوت من و رفیقم توی خونه خودش
درد و سختی ک میگم نه فکر کنید مسیر طولانی بود و اینجور چیزاها
نه
دل ک اویزون باشه
اضطراب میاد
بهم ریختن مهده و وضعیت گوارشی میاد
ضعف و ناتوانی میاد
ولی الان خوبم
کنار اومدم
اروم ترم
درسته خستم
ولی بهترم
توی قنوتم توی سجدهم توی مناجاتم از خدا و ائمه میخواستم دلمو اروم کنن
یا مهرشو بردارن از دلم یا دلم رو اروم کنن
الان خوبم
اروم و ریلکس نیستم ولی خوبم
میگذره
تموم میشه
خدای من بزرگه
یاحق
ما را در سایت بلاک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133