اربعین

خرید بک لینک

از سنگینی حرم امام حسین هرچی بگم کم گفتم

اما با این فرق

که غربت حرم امام علی رو نداشت

یه جورایی انگار غربت مولا فقط مخصوص خودشه و هیچ جایی مثل اونو نمیبینی

روز اربعین که مامان رف حرم و برگشت من یه ساعت خوابیدم پاشدم مامان خیلی ریلکس گفت مهدی پیام داده میگه تو توی چنلش جوین شدی و لفت دادی و اینا ببین چی میگه

به قدری اضطراب گرفتم ک تمام سیستمم بهم ریخت

جوابشو ندادم

اون موقع معتقد بودم هردومون گند زدیم

هم من که دوبار توی کانالش جوین شدم و لفت دادم

هم اون ک بهم توی پیوی پیام داد

الان اما میگم هبچ اتفاق خاصی نیفتاده

من یه جوین و لفت زدم

اونم دوتا پیام داده بی جواب

درسته دوروز تمام هردومون خیلی اضطراب و ضعف کشیدفم

ولی گذشت

بعد اون به شدت سرسنگین شدیم

در حد یه سلام زیرلبی

هرچند اعتراف میکنم دورادور حواسمون به هم بود

تنها جایی ک این حواس جمعی از دور رو ب روی هم اوردیم اون لحظه ای بود ک توی کاظمین داشتیم سوار اتوبوس میشدیم اون با چشم دنبال من میگشت ک جا نمونم چشش ک بهم افتاد زیر لب گفتم بشین ماهم داریم میشینیم

و دیگه شاید از دور نگاهمون به هم بود و حواسمون پیش هم اما مستقیم نه به هم نگاه کردیم نه غیر سلام ب هم حرف دیگه ای زدیم

این سفر هم داره تموم میشه

سفر سنگینی بود

حرم حضرت امیر

حرم امام حسین

حرم حضرت عباس

مسجد کوفه(ک مهدی باهامون نیومد و رف حرم)

تنها جایی ک اروم بودم یا اروم شدم کاظمین بود

یه جورایی خونه ی رفیقم بود اونجا

یه جورایی بیت الرضا بود برام

دلتنگی کردم اونجا با رفیقم

درددل کردم با رفیقم

خوب شدم

بهتر شدم

اروم شدم

تمام درد و سختی و اضطرابی ک توی این سفر کشیدم فدای یک لحظه از خلوت من و رفیقم توی خونه خودش

درد و سختی ک میگم نه فکر کنید مسیر طولانی بود و اینجور چیزاها

نه

دل ک اویزون باشه

اضطراب میاد

بهم ریختن مهده و وضعیت گوارشی میاد

ضعف و ناتوانی میاد

ولی الان خوبم

کنار اومدم

اروم ترم

درسته خستم

ولی بهترم

توی قنوتم توی سجدهم توی مناجاتم از خدا و ائمه میخواستم دلمو اروم کنن

یا مهرشو بردارن از دلم یا دلم رو اروم کنن

الان خوبم

اروم و ریلکس نیستم ولی خوبم

میگذره

تموم میشه

خدای من بزرگه

یاحق


بلاک...

ما را در سایت بلاک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 21:56

صفحه بندی